دريافت فايل لينك ها {guestbook} پشتيباني مشتريان ورورد به سيستم لیست کارشناسان صفحه اصلي 1390-11-19  خوش آمديد
 
 
صفحه اصلي    

 

{krf}
{krf}
nothing
آیه یا حدیث هفتـــــــــه nothing
nothing
 

 

 

 

 

-پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

«  بهترین و با فضلیت ترین صدقات و خیرات ،حفظ و کنترل زبان است .»

 

نهج الفصاحه ، ش404 

 

 

 

 

 

 
nothing   nothing

{krf}
nothing! معلم فید خبری
nothing! 0 فید خبری
{krf}
0       
nothing! مهدی شناسی فید خبری
nothing! آموزشی0 فید خبری
nothing! اجتماعی فید خبری
nothing! اخلاقی فید خبری
nothing! اخلاقی فید خبری
nothing! پـــــزشکی فید خبری
nothing! زیست شناسی فید خبری
{krf}
شهداء       


درود بر شهیدان

پشت دار قالی داشتم قالی می بافتم . یک دفعه حس کردم صدای علی به گوشم رسید بلند شدم ، از اتاق بیرون آمدم نگاهی به حیاط خانه انداختم ؛کسی نبود . دوباره پشت دار قالی نشستم . علی ناگهان وارد اتاق شد او را در آغوش گرفتم و اشک می ریختم . بعد از چندین ماه علی را می دیدم .گفتم علی جان ! چرا دیر آمدی ؟ گفت : مادر جبهه آن قدر خوب است که وقتی انسان آن راز و نیاز بچه ها را می بیند ، می شنود ، برخورد خوب فرماندهان را می بیند ، احساس حقارت می کند و پیش خودش می گوید من هم می مانم تا مثل آن ها شوم . حالا این طرف بیایم ، چه کار کنم ؟ آنجا خیلی درس ها می گیرم . بعد روبرویم نشست و از خاطرات جبهه گفت .

راوی : مادر شهیدان علی و غلامرضا زواری

 

{krf}
{krf}
كاربران حاضر در سايت: 5

بازدید صفحات: 796394
{krf}
 
nothing nothing nothing
 
nothing عالم برزخ (سرفصل: زیر شاخه: اخلاقی)



عالم برزخ متوسط بین دنیا و آخرت است و...


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

 

 عالم برزخ متوسط بین دنیا و آخرت است و برخی خصوصیات این جهان را از قبیل "محدودیت زمانی" داراست ولی در عین حال مربوط به عالم عقبی و اولین مرحله عالم ملکوت است. آیات و روایات متعددی گواه برآنست که‏انسان مؤمن در عالم برزخ متنعم به نعمت‏های الهی است

چنان‏که در خبر است: القبر اما روضه من ریاض الجنه و اما حفره من حفر النیران برزخ یا بوستانی از گلزار بهشت است و یا حفره‏ای از گودال‏های آتش. و نیز روایات زیادی صراحت دارد که اعمال انسان در قبر با او همراهند و پشتیبان یا عذاب دهنده اویند تا در قیامت بر خداوند عرضه شوند. البته برخی از مؤمنین نیز در قبر معذبند و این عذاب کفاره گناهانشان خواهد بود تا در قیامت وارد بهشت گردند.

 نکته دیگر آن که آنچه در قبر مورد سؤال است نوعاً اعتقادات انسان میباشد ولی بررسی تفصیلی اعمال مربوط به قیامت است. برای آگاهی بیشتر رجوع شود به کتابهایی از قبیل : 1- حیات برزخی، علی محمداسدی 2- عالم برزخ در چند قدمی ما، محمدی اشتهاردی 3- سیاحت غرب، نجفی قوچانی 4- معاد شناسی، آیت‏اللَّه طهرانی در رابطه با مسأله فشار و عذاب قبر ابتدا باید مفهوم واقعی آن را شناخت و سپس فلسفه آن را کاوید.

دقت در متون دینی به این نکته راهبر است که مقصود از فشار قبر این نیست که در این قبور خاکی محسوس- که جزئی از عالم ماده است- فشاری بر بدن مادی انسان ها وارد میشود. بلکه مقصود از قبر در بسیاری از روایات عالم برزخ است و مقصود از "فشار" عذاب خاصی است که انسان درآن عالم متناسب با کنش‏های خود میبیند. در رابطه با فلسفه این عذاب‏ها باید گفت: سرای آخرت- که اولین مرتبه آن عالم برزخ است- منشأ ظهور ملکات و تجسم اعمال آدمی است.

آن جهان هر کس با سرمایه اعتقاد و عمل و کردار دنیایی خویش زیست میکند. اعتقادات ملکات و اعمال صحیحه و فاضله حقایقی نورانی هستند که چهره ملکوتیشان نعمات گوناگون بهشتی است. در مقابل پندارها و کنش‏های باطل و ملکات رذیله حقایقی ظلمانی و ناریاند که باطن و ملکوتشان عذاب‏ها و فشارهای دوزخی هستند. همین که آدمی از این جهان رخت بربست با همان سرمایه‏ای که اندوخته زندگی خواهد کرد و در دوزخ سیئات یا نعیم حسنات قرار خواهد گرفت. از طرف دیگر عذاب قبر (عالم برزخ) برای برخی از مؤمنان مبتلا به بعضی معاصی نعمت است زیرا مدتی متناسب با کمیت و کیفیت گناه در عذابند و هرگاه میزان لازم از عذاب را چشیدند از آن خارج گشته و با لطف خدای سبحان آمادگی ورود به بهشت را مییابند.

 

 

 

صدوق میگوید: علت فشار و عذاب قبر چه بسا کفاره گناهانی است که وی در دنیا مرتکب شده و گرفتاریهای دنیوی و مرض ها و سختی جان سپردن نتوانسته کفاره کامل گناهان باشد. برخی از آیات و روایات نشانگر زمانمند بودن عالم برزخ است. اما اینکه افراد نسبت به گذر زمان چه احساسی دارند بستگی به جایگاه و موقعیتشان دارد. یعنی آنان که در نعیمند زمان‏های طولانی بر ایشان چندان محسوس نیست و اهل عذاب زمان اندک بر ایشان بسیار طولانی مینماید.

قبل از توضیح پیرامون وضعیت قبر توجه به یک نکته ضروری است. مقصود از قبر تنها حفره‏ای که آدمی را در آن دفن میکنند نیست بلکه فضا و محیط جدیدی است که آدمی با مرگ وارد آن میشود. شبیه آن که آدمی به خواب رفته و در حالی که بدنش در بستر است، اما روح او در جای دیگری سیر میکند. با فرا رسیدن مرگ، آدمی وارد عالم برزخ میشود و تا زمان برپایی قیامت در عالم برزخ میماند.در برزخ، برخی در عذابند و برخی دیگر در نعمت. برخی آزادند و برخی در بند. برخی در نزد خداوند روزی میخورند (مانند شهدا) و برخی نیز از انواع عذاب‏ها میچشند در قبر (به معنایی که گفته شد)، از تمامی اعمال و عقاید آدمی، سؤال و بازخواست خواهد شد و دو فرشته الهی برای پرسش از او نزد او خواهند آمد. البته پاسخ‏های برزخی در حد دانسته‏ها نیست، بلکه آدمی پاسخ‏هایی میدهد که ملکه او شده و در وجود او رسوخ کرده است. از این رو در روایات آمده است: "قبر، یا بوستانی از گلزار بهشت است و یا حفره‏ای از گودال‏های آتش دوزخ

 

 معنای برزخ

فاصله بين دو چيز را ((برزخ )) مى گويند: مانند پرده اى كه بين زن ها و مردها زده شود، ديوار بين دو خانه ،

مرز بين دو ملك ، فاصله بين دو نهر آب يا دو دريا، كسى كه بين دو نفر واقع مى شود كه با هم نزاع نكنند،

همه اين ها را ((برزخ )) مى نامند.


((برزخ )) عالمى بين
((دنيا)) و ((آخرت )) است كه آن را عالم قبر هم مى گويند:

فاصله بين مرگ تا قيامت ، بين دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا برانگيخته شدن در روز قيامت را ((برزخ )) گويند


((برزخ )) نه مربوط به دنيا است و نه مربوط به آخرت .

روح در دوران برزخ ، در قالب مثالى نازك و هوايى نرم تر از بدن فعلى قرار مى گيرد كه در آن ، جرم و تيرگى مادى و

لطافت مجردات نيست . بلكه جسمى بين بدن و روح است .


عالم برزخ از نظر وسعت نسبت به دنيا، مانند دنيا نسبت به رحم مادر است

بدين جهت نمى توانيم ويژگى هاى عالم برزخ را تصور كنيم ،

چنان چه كودك در رحم مادر نمى تواند ويژگى هاى دنيا را بفهمد با اين كه به زودى به عالم دنيا وارد مى شود.

 

 

 

 

 

 

برزخ در قرآن
كلمه ((برزخ )) سه مورد در قرآن وجود دارد و در هر سه مورد به معناى فاصله بين دو چيز آمده است .

آن موارد از اين قرارند:


1- مرج البحرين يلتقيان بينهما برزخ لايبقيان


خداوند، ((دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو، فاصله اى قرار داد تا هيچ كدام از مرز و حد خود خارج نشوند)).


2- و جعل بينهما برزخا و حجرا محجورا


و خداوند

((بين دو دريا (درياى شيرين و خوش گوار و درياى شور و تلخ ) فاصله و حايلى قرار داد تا هميشه از هم جدا باشند.))


3- و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون


((و از پشت سر آن ها (از لحظه مرگ ) تا روز قيامت و بر انگيخته شدن فاصله و برزخى قرار داده شده است .))


در اين سه آيه ، ((برزخ )) به معناى فاصله بين دنيا و آخرت و بين دو دريا و دو آب آمده است :


در نهج البلاغه هم كلمه ((برزخ )) در دو مورد آمده است :


1- سلكوا فى بطون البرزخ سبيلا


حضرت على علیه السلام در رابطه با پادشاهان و كسانى كه در دنيا داراى مقام و عزت ، اعتبار و افتخار، قدرت و شوكت بودند

مى فرمايد:

آن ها پس از مرگ ((در درون برزخ (قبرها) خزيدند))

و زمين بر آنها مسلط شد، از گوشت هايشان خورد و از خون هايشان آشاميد، در حفره هاى گورستان صبح كردند

در حالتى كه به صورت درختى خشك و بدون رشد بودند.


آن حضرت در اين جا ((برزخ )) را به معناى قبر گرفته اند؛ چون مى فرمايد:

در درون ((برزخ )) آرميدند و قبر را ((دوزخ )) ناميده است ؛ زيرا فاصله بين ميت و اهل دنيا يا بين دنيا و آخرت است .


2- در رابطه با اهل ذكر مى فرمايد:


فكانما اطلعموا غيوب اهل البرزخ فى طول الاقامه


خداشناسان و اهل ذكر چنان به آخرت ايمان و يقين دارند كه گويا دنيا را به پايان رسانده و به آخرت وارد شده اند،

 

 

امور آخرت را كه ديگران از آن ها آگاه نيستند مشاهده نموده و به چشم ديده اند تا جايى كه مى فرمايد:


((گويا آنان از پشت ديوار اين جهان سر بر آورده و بر احوال پنهان برزخيان اطلاع يافته و آن ها را مى نگرند))

1- در يك جا مى فرمايد:

((به آنان كه در راه خدا كشته شده اند مرده نگوييد، بلكه آنان زنده اند ولى شما (زندگى آنان را) نمى فهميد)).

 


2 - در جاى ديگر آمده است :

((گمان نكن كسانى كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روز مى خورند و

به آن چه خدا، از جود و كرم خود به آن ها عطا كرده است شادمانند.

و درباره كسانى كه هنوز به آنان نپيوسته اند شادى مى كنند كه ايشان نه ترسى دارند نه غمگين مى شوند

و از جهت اين كه خداوند، نعمت و فضل خود را به آنان مى دهد و پاداش مؤ منان را ضايع نمى كند

خوش حال و مسروراند

براى آخرت است .

به تعبير بعضى از آيات و روايات :

دنيا مزرعه ، تجارت خانه ، دانشگاه ، ميدان تمرين و يا به منزله ((عالم جنين )) براى جهان آخرت است .


آخرت هم مركز انوار الهى ،
دادگاه بزرگ حق ، محل رسيدگى به حساب اعمال و جوار قريب و رحمت خداوند است .

 

 

 

 

فلسفۀ  برزخ


در اين جا مى توان گفت :

فلسفه عالم ((برزخ )) كه در فاصله ميان دنيا و آخرت قرار گرفته ،

مانند فلسفه هر چيز ديگرى است كه به منظور انداختن ميان دو چيز، مورد استفاده قرار مى گيرد.

انتقال از محيطى به محيط ديگر كه از هر نظر با آن متفاوت است ،

در صورتى قابل تحمل است كه فاصله اى وجود داشته باشد؛ فاصله اى كه بعضى از ويژگى هاى چيز اول و پاره اى

از ويژگى هاى چيز دوم در آن جمع باشد.


معلوم است كه قيامت براى همه انسانها در يك روز تحقق مى يابد؛ چرا كه زمين و آسمان بايد دگرگون شود،

عالمى جديد و تو ايجاد گردد، حيات نوين انسانها در آن عالم صورت گيرد، بيان حال راهى جز اين نيست

كه در ميان دنيا و آخرت ، براى برزخى باشد و ارواح ، به مرور زمان بعد از جدا شدن از بدن هاى مادى عنصرى ،

به ((برزخ )) منتقل گردند و به اصطلاح ، ((آيندگان )) به ((رفتگان )) بپيوندند، و تا پايان دنيا در آن جا جمع شوند.


پس از پايان دنيا و آغاز آخرت ، همه با هم محشور مى شوند؛ زيرا ممكن نيست

كه هر انسانى مستقلا براى خود قيامتى داشته باشد؛ چرا كه قيامت بعد از فناى دنيا و تبديل زمين و آسمان ها به

زمين و آسمان هاى ديگر است ؟

و همه مردم ، بايد براى حساب رسى اعمال در يك روز و يك سرزمين اجتماع كنند

 

خود را در حال بريده شدن از اين جهان و قرار گرفتن در جهان ديگر مى بينند،

پرده هاى غرور و غفلت از مقابل ديدگانشان كنار مى رود. گويى سرنوشت دردناك خويش را با چشم خود مى بينند.

عواقب شوم عمر و سرمايه هاى از دست رفته و كوتاهى هايى كه در گذشته كرده و گناهانى را كه مرتكب شده اند،

در آن جا مشاهده مى كنند. اين جا است كه ناله و فرياد آنها بلند مى شود و مى گويند:


((اى پروردگار!

ما را به دنيا برگردان شايد گذشته خود را جبران كنيم و عمل صالحى در برابر آن چه ترك كرده ايم به جا آوريم ))


اما از آن جا كه قانون آفرينش ، چنين اجازه بازگشتى را به هيچ كس ،

(نه نيكوكاران و نه بدكاران ) نمى دهد، به آنها چنين پاسخ داده مى شود:


((هرگز ره بازگشتى وجود ندارد، اين سخنى است كه به زبان مى گوييد، اين لقلقه كلامى بود كه در دنيا با خود

داشتيد))

وقتى در قيامت از آنان مى پرسند:

چقدر در ((برزخ )) توقف كرده ايد؟

 

قسم مى خورند و مى گويند: توقف ما در عالم برزخ بيش از ساعتى نبوده است !


قرآن در اين باره چنين مى فرمايد:


((آن روز كه قيامت بر پا شود گنه كاران سوگند ياد مى كنند كه جز ساعتى در عالم برزخ درنگ نكرده اند!

اين چنين آنها از درك حقيقت محروم مى شوند.))


عالم ((برزخ )) براى همه يكسان نيست ،

گروهى در آن جا زندگى آگاهانه اى دارند

و از نعمت هاى آن تا روز قيامت استفاده مى كنند.

آنان مقربان و اولياء خدا و مؤ منين حقيقى هستند،

كه از ((برزخ )) اطلاع كامل داشته و مدت آن را خوب مى دانند.


گروهى ديگر هر صبح و شام در شكنجه و عذاب برزخى به سر مى برند

و دائما فرياد مى زنند

((قيامت كى بر پا مى شود)).

خدايا! قيامت را بر پادار. بيچاره ها خيال مى كنند در آن موقع راحت مى شوند و از عذاب آنان خواهد بود.

و اين عذاب برزخى تا روز قيامت ادامه دارد. آنان آل فرعون و قاتلين روزگار (از قبيل - ابن مجلم - معاويه - يزيد -

عبيدا...زياد و غاصبين حق اهل بيت ) هستند.


گروه سوم :

كسانى هستند هم چون افرادى كه به خواب مى روند، گويى در قيامت از خواب سنگين بيدار مى شوند،

بى خبر از مدت و زمان خواب ، هزاران سال را ساعتى پندارند!


به راستى آن ها چنين مى پندارند كه دوران ((برزخ ))، دوران بسيار كوتاهى بوده است ،

چرا كه حالتى شبيه خواب داشته و از همه جا بى خبر و بى اطلاع بوده اند،

 

مانند اصحاب كهف وعزير

(كه عزير مدت صد سال و اصحاب كهف 309 سال به خواب بودند و اطلاع از آن نداشتند!)

وقتى كه از آنها سئوال شد چه مدت خوابيده ايد؟

در جواب گفتند: يك روز! بعد از آن كه قدرى فكر كردند گفتند: بلكه بخشى از روز را خوابيده ايم !؟


مجرمان كه مى گويند: ما بيش از يك ساعت در عالم ((برزخ )) درنگ نكرده ايم ، يا به علت همين بى خبرى

و بى اطلاعى آنان مى باشد و يا به خاطر وعده مجازات دردناكى كه به آنها داده شده است .

آنان ميل دارند چرخ زمانه متوقف شود يا لااقل به تاخير افتد.
گاه روزها و ماه ها به قدرى در نظر انسان به سرعت مى گذرد كه گويى لحظه هايى بيشتر نبوده است ،
فاصله ها را هر چند زياد باشد ناچيز و اندك مى شمارند، بلى سرنوشت مجرمان در قيامت چنين است .

 

((برزخى )) كه اين همه صحبت از آن مى شود، ((برزخى )) كه اين همه آيات و روايات درباره آن نازل و وارد شده ،

((برزخى )) كه عده اى عاشق آن و عده اى از آن گريزانند

و ((برزخى )) كه تمام انسان ها بعد از پايان عمر به آن منتقل مى شوند

 

برزخ كجا واقع شده است ؟

 

آيا در همين دنيا است يا در عالم ديگر


عقل ما نمى تواند كه حقيقت آن را درك كند؛

چرا كه عقل ما ناقص است و خود ما هم نرفته ايم تا با چشم ديده باشيم .

كسانى هم كه رفته اند يا مى روند، به ما خبرى نمى دهند؟

 

تنها چيزى كه درباره برزخ مى دانيم تشبيهاتى است كه در روايات وجود دارد:

 

از قبيل اين كه تمام از زمين و آسمانها و كهكشان نسبت به عالم ((برزخ )) مانند حلقه اى در بيابان است !

 

يا اين كه انسان تا زمانى در دنياست مانند كرم در سيب مى باشد

كه از اطراف خود خبر ندارد،

يا

طفلى كه در شكم مادر است و از عالم دنيا اطلاعى ندارد. وقتى متولد شد و پا به دنيا گذاشت وسعت آن را مى داند،

و به نعمت هاى آن پى مى برد.


انسان هم ، تا زمانى كه در عالم دنيا باشد وضع عالم ((برزخ )) را نمى داند و از آن اطلاع ندارد. فكر مى كند

دنيا بهترين و بزرگ ترين عالم است . مانند طفلى كه در رحم مادر است و آن را بزرگ ترين عالم مى پندارد.


اما وقتى انسان از دنيا رفت و به عالم ((برزخ )) وارد شد.

متوجه مى شود كه عالم دنيا از شكم مادر هم براى او تنگ تر بوده است ؟

در آن جا ديگر محدوديت غذايى و مكانى و زمانى ندارد؛ زيرا اين محدوديتها در عالم ماده است

و ((برزخ )) از جنس عالم ماده نيست .


همين طور كه عالم دنيا به رحم مادر محيط است و رحم مادر نسبت به دنيا ذره اى بيش نيست .

عالم ((برزخ )) هم به دنيا محيط است و در مقابل آن ، ذره اى بيش نخواهد بود.


اطلاعاتى كه انسان در دنيا دارد در مقابل اطلاعاتى كه در عالم ((برزخ )) به دست مى آورد اندكى بيش نخواهد بود،

چيزهايى كه خداوند به انسان عنايت مى كند قابل قياس با دنيا نيست . قرآن مى فرمايد:


فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بما كانوا يكسبون


((هيچ كس نمى داند كه چه پاداشهاى مهمى كه مايه روشنى چشمها مى گردد براى آنها نهفته شده است .))


پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى گويد:

خداوند مى فرمايد:

((من براى بندگان صالحم نعمت هايى فراهم كرده ام كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده

و بر فكر كسى نگذشته است.

به عبارت ديگر:

عالم ((برزخ )) در واقع باطن و ملكوت دنياست .

امام صادق عليه السلام در پاسخ كسى كه پرسيد: جايگاه ارواح پس از مرگ كجاست ؟

 

فرمود: ارواح تا روز قيامت در باطن زمين قرار دارند. و نيز در جواب اين كه كسى را به دار آويزند روحش در كجا خواهد

بود؟ فرمود: در دست قابض ارواح است تا آن را به باطن زمين برساند

 

به عبارت دیگر روح انسان بعد از مرگ به عالمی به نام برزخ می‌رود. عالم برزخ را «عالم مثال» یا «عالم خیال» نیز می‌گویند. در عالم برزخ، ماده نیست بلکه صورت محض است.
صورت مثالی ما در خواب حرکت می‌کند و اعمالی را انجام می‌دهد، بدون این که بدن حرکتی کند. این صورت مثالی چیزی در کنار بدن و در کنار روح نیست، بلکه بدن و صورت مثالی و روح، با یکدیگر، اتحاد دارند و در واقع سه مرحله از واقعیّت انسان هستند.
انسان در موقع خوابیدن، علاقه‌اش از بدن کم می‌شود. مرگ هم که برادر خواب است به معنای قطع علاقه روح از بدن است. بنابراین طبق استدلالات عقلانی و نیز آیات و روایات صریح و فراوان، روح پس از مرگ زنده است و به نعمت‌ها یا عذاب‌های الهی مشغول می‌شود.
خداوند در آیه 169 سوره آل عمران می‌فرماید: «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الیه امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون  ابداً گمان مکن که آنان که در راه خدا شهید شده‌اند، مرده‌اند، بلکه زنده‌اند و در نزد پروردگارشان روزی می‌خورند.»

بنابراین انسان، پس از مرگ، وارد عالم برزخ می‌شود و هیچ فاصله ای بین مرگ و عالم برزخ نیست.
رسول خدا فرمود:    «من مات فقد قامت قیامتههر کس بمیرد قیامت او بر پا شده است.»

و نیز فرمود    :  « ا لقبر روضه من ریاض الجنه او حفره من حفرالنیران »؛ (قبر باغی است از باغ‌های بهشت یا گودالی است از گودال‌های جهنم).

آیات و روایات در مورد بقای روح و عالم برزخ بسیار فراوان است، به طوری که جای هیچ شکی باقی نمی‌گذارد.

مؤمن بين دو منزل خوف و رجاء

عمر بن يزيد مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: از شما شنيدم كه مي فرموديد: همه شيعيان ما در بهشت خواهند بود! فرمود: آري به خدا قسم همه در بهشت اند گفتم: فدايت شوم، گناهان، بزرگ و بسيارند، فرمود: اما در قيامت همه شما به شفاعت پيامبر فرمان برده شده يا وصي پيامبر، در بهشت خواهيد بود ولي به خدا قسم، من بر شما از برزخ نگرانم! گفتم: برزخ چيست؟ فرمود: قبر است، از هنگامي كه مي ميريد تا روز قيامت، عالم برزخ است.

البته طبق دستور خود ائمه عليهم السلام انسانهاي مؤمن بايد بين دو منزل خوف و رجاء بسر ببرند.هم اميدوار به شفاعت و كمك آن بزرگواران به اذن الله، باشند و اين باعث غرور مؤمنين نبايد بشود. و از طرفي هم ترس و خوف از فشارهاي قبر و حساب عالم قيامت و عذابهاي دردناك آن داشته باشند، لذا دائماً بايد در حالت خوف و اميدواري بسر ببرند.

نراقي براي تهيه افطاري در نجف، سر از بهشت برزخي در مي آورد.

داستاني زيبايي از مرحوم آيت الله محمد نراقي رحمت الله نقل مي كنند، او كه در علوم عقليه و نقليه سرآمد بود و در اخلاق و عرفان، استاد زبردست و در فقه و اصول و فلسفه و حتي علم رياضي، زبانزد خاص و عام بود. اين بزرگمرد عالم تشيع، كه در نجف در جوار عتبات عاليات و بارگاه ملكوتي علي بن ابي طالب عليه السلام، مشغول تعليم و تعلم بود، در يك روز از ماه مبارك رمضان، همسرش از او در خواست مي كند كه به بازار نجف براي خريد مواد غذايي براي تهيه افطاري بيرون برود،وي از منزل خارج مي شود و پيش خود، تصميم مي گيرد كه تا غروب آفتاب ساعتي باقي مانده، به قبرستان وادي السلام براي زيارت اهل قبور برود. هنوز آفتاب غروب نكرده بود كه ايشان وارد قبرستان وادي السلام نجف شد و گوشه اي را انتخاب كرد و در آنجا كنار قبور مؤمنين نشست. چند دقيقه اي نگذشت كه از دور ديد، تشييع جنازه اي است و عده قليلي وارد قبرستان شدند و قبري را آماده كردند و جنازه ميت را داخل قبر قرار دادند. از اينجا بقيه داستان را از زبان خود اين بزرگوار پي مي گيريم.

ايشان مي فرمايد: تعداد تشييع كنندگان، انگشت شمار بودند بعد از آنكه ميت را داخل قبر نهادند، نزد بنده آمدند و از من چنين خواستند: كه ما براي رضاي حق، اين ميت را تجهيز كرديم و قبر را هم آماده كرديم و او را در داخل قبر قرار داده ايم، ولي بخاطر كار مهمي كه داريم بايد هر چه زودتر به شهر برگرديم، لطفاً جنابعالي اعمال باقي مانده را انجام دهيد. منهم قبول كردم و از برخاستم و داخل آن قبر شدم، تا ميت را روي پهلوي راست بسمت قبله بخوابانم و صورتش را روي خاك بگذارم. همينكه مشغول بودم، احساس كردم قبر وسيعتر شد و دريچه از آن به سوي من باز شد، وقتي چشمم به دريچه افتاد باغي بزرگي را از دور مشاهده كردم به خود جرأت دادم كه داخل آن باغ شوم، وقتي وارد آن باغ سر سبز شدم از دور  قصري بسيار مجلل و زيبا ديدم كه نظرم را به خود جلب كرد، بخودم گفتم ميروم تا خقيقت امر بر من روشن گردد.

به قصر نزديك شدم، از پله هاي زيباي آن بالا رفتم و داخل يك سالن بسيار بزرگي شدم كه جمعيت زيادي در آن نشسته بودند با اطمينان كامل وارد شدم و سلام كردم و در همان پايين مجلس نشستم، در بالاي مجلس كسي نشسته بود كه به سوالات مردم پاسخ مي داد. هر كدام از اهل مجلس از دنيايشان و بازماندگان خود مي پرسيدند و او هم اخبار زندگي آنها را برايشان بازگو مي كرد. يك وقت صحنه عجيبي نظرم را به خود معطوف داشت، به اينكه ماري از در وارد شد و مستقيم بسوي همان شخصي كه به سوالات جواب مي داد رفت و نيشي به صورتش زد و برگشت، صورتش سرخ و سياه شد و سپس بحالت اول خود برگشت. باز دوباره سوالات را جواب مي داد تا اينكه مار براي بار دوم وارد شد و به صورتش نيش زد و صورتش تغيير كرد، سپس مار از مجلس خارج شد. من به خود جرات دادم كه سوال كنم  كه اينجا كجاست؟

گفتم آقا ببخشيد، اولاً شما كي هستيد؟ ثانياً اين آقايان و خانمها كه در اينجا نشسته اند چه كساني هستند؟ ثالثاً چرا اين مار هر چند لحظه يك بار به شما نيش ميزند؟

آن شخص كه بالاي مجلس نشسته بود، جواب داد به اينكه آيا شما مرا نمي شناسي؟ گفتم خير. گفت : من همان ميتي هستم كه الان با دست خود مرا دفن كردي، و اينجا خانه برزخي من است و اين قصر و باغ پر از ميوه از براي من آماده شده است. و شما الان در منزل بهشت برزخي من ميهمان شده ايد. و اما اين جمعيتي كه مي بيني از فاميلها و قرباي من هستند كه قبل از من فوت شده اند و منتظر من بودند و الان از وضعيت بازماندگان خود سوال مي كنند و من آنها را از اخبار دنيا آگاه مي سازم. و اما اين مار كه به صورت من نيش ميزند. بخاطر اينست كه من يك روز از منزل بيرون آمدم و در كوچه ما يك كوچه بقالي داشت كه ملاحظه كردم بقال با با يك مشتري بحث و جدل مي كند. منهم دخالت كردم متوجه شدم كه اختلاف مالي  آنان پنجاه دينار كه برابر يك شاهي بود مي باشد. من بدون آنكه به حق قضاوت صحيح كنم، گفتم: حالا شما از نصف حقت بگذر، به اين صورت بدون

 

 اينكه رضايت طلبكار را جلب كنم به نزاع آندو خاتمه دادم حال بخاطر آن قضاوت بناحق، خداوند اين مار را مامور كرد كه به صورتم نيش بزند و اين عذاب تا صور اسرافيل و قيام از قبر و حاضر شدن در صحراي محشر ادامه دارد.

سپس به يادم آمد كه من به همسرم قول دادم كه برايش افطاري تهيه كنم، لذا تصميم گرفتم از آن مجلس خارج شوم. وقتي حركت كردم،  آن آقا گفت: من مقداري برنج در يك كيسه كوچك براي تو و خانواده ات ميدهم، كه از غذاهاي بهشتي ما مي باشد. از او خداحافظي نمودم و او هم مرا تا دم پله هاي قصر، بدرقه نمود. در حالي كه كيسه كوچك برنج را كه چند كيلو بيشتر نبود، در دست داشتم، از همان راهي كه وارد باغ شدم، بيرون رفتم، وسر از همان قبر درآوردم، در حاليكه آن ميت بهمان حالت سابق باقي بود و كسي لحدهاي قبر را نگذاشت. به صورت ميت دقت كردم، كاملاً همان بود كه در رأس آن مجلس به سؤالات جواب مي داد. وقتي وارد قبر شدم، آن دريچه بر من بسته شد و متوجه شدم كه من وارد عالم برزخ شدم و اين خود توفيق بزرگي براي من بود. سپس لحدها را روي قبر گذاشتم و خاك روي قبر ريختم.

 پس از خاتمه كار، كيسه كوچك برنج را برداشتم و به مزل آمدم، به عيالم گفتم از اين برنج، افطاري درست كن. وقتي برنج طبخ شد، بوي خوش و معطري فضاي منزل را پيچيد، كه با هيچ بوي عطري، قابل قياس نبود. از آن پس هر چه از برنج استفاده مي كرديم، هرگز چيزي از آن نقصان پيدا نمي كرد و به خانواده ام سفارش كردم كه هرگز اين داستان را براي احدي نقل نكند ولي همه همسايه ها متوجه بوي خوش اين طعام شدند. در يك روز كه من در منزل نبودم، يكي از اقربا وارد شد و از همسرم با اصرار تمام خواست كه آقا اين برنج را از كدام مغازه تهيه كرد، همسرم قضيه را براي او نقل كرد و از آن پس برنج،  كم كم با استفاده كه مي شد به اتمام رسيد.

 

 

تهیه کننده : نرگس خالقی

تربیت معلم دختران شهید باهنرکرمان

 

منابع:

 

1-       كتاب عالم برزخ يا بيداري پس از مرگ  مؤلف:مهدي احمدي

2-     www.tebyan.net

3-     www.arefan.ir

 

 







تاریخ ارسال: 1388-11-01 08:28:35 آخرین ویرایش: 1388-11-05 11:09:54 بازدید: 275 نظرات: 0
نسخه چاپی
nothing nothing nothing
 
nothing
نمایی از مرکزتربیت معلم دختران شهید باهنرکرمان nothing
nothing
 

 

 

  

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
nothing   nothing

نـور       

 

 

نام سوره:فجر

معنای سوره:شکافتن وسیع

محل نزول وتعداد آیه: مکه ، 30 آیه

محتوای سوره:

 این سوره همانند دیگر سوره هایی که در مکه نازل شده دارای آیاتی کوتاه ، تکان دهنده ، پر طنین ، و توأم به انذارهای فراوان است .

در بخش اول این سوره به سوگندهای متعدد ی برخورد می کنیم که در نوع خود بیسابقه است ، و این قسمها مقدمه ای است برای تهدید جبران به عذاب الهی .

در بخش دیگری از این سوره اشاره ای به بعضی از اقوام طغیانگر پیشین مانند قوم عاد و ثمود و فرعون و انتقام شدید خداوند از آنان کرده است ، تا قدرتهای دیگر حساب خود را برسند .

در سومین بخش این سوره به تناسب بخشهای گذشته اشاره مختصری به امتحان و آزمایش انسان دارد ، و کوتاهی او را که در اعمال خیر به باد انتقاد می گیرد.

در آخرین بخش این سوره به سراغ مساله معاد و سرنوشت مجرمان و کافران ، و همچنین پاداش عظیم مؤمنانی که صاحب نفوس مطمئنه هستند میرود .

 

فضیلت سوره:  از امام صادق علیه السلام آمده است که سوره فجر را در نماز واجب و مستحب بخوانید که سوره حسین بن علی (علیه السلام ) است ، هرکس آن ر ا بخواند با حسین بن علی (علیه السلام ) در قیامت در درجه او از بهشت خواهد بود .

 

معرفی این سوره به عنوان سوره حسین بن علی (علیه السلام ) ممکن است به خاطر این باشد که مصداق روشن نفس مطمئنه  که در آخرین آیات این سوره مخاطب واقع شده است حسین بن علی (علیه السلام ) است .

به هر حال اینهمه پاداش و فضیلت از آن کسانی است که تلاوت آن را برای اصلاح خویش و خود سازی قرار دهند .

پروردگارا : رسیدن به این مقام جز به لطف و عنایتت ممکن نیست ، ما را مشمول الطافت فرما.

 

 

 

 

 

{krf}

Eghtesad Novin Bank   Karafarin Bank   Keshavarzi Bank   Maskan Bank   Mellat Bank   Melli Bank   Parsian Bank   Refah Bank   Saderat Bank   Saman Bank   Sanat and Madan Bank   Sepah Bank   Tejarat Bank
Valid Section 508 Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS! [Valid RSS]